محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
298
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
بردند ، أو در ميان رودخانه بندى بزرگ ساخت ، ودر زير آن گذرگاه وكاريزهاى شيشهاى نهاد . بند آب را بازداشت تا به فيوم رسيد وسيرابش كرد ، پس امروز سيرابترين خاك مصر است ، نبينى كشتزارهاى برنج دارد وبار گران خراج را مىكشد وباز هم درآمدش بسيار است ؟ هنگام افزايش آب از روى سد مىريزد ، پس برخى كشتيها را رها كنند تا با آب آهسته پائين بيايند وبرخى سرنگون مىشوند . وچون از آب بىنياز باشند آب راههها را باز كنند تا آب پائين رود . چاههائى كه نزديك رود نيل باشند شيرين هستند وهر چه دورتر بدمزهترند . بهترين گرمابهها آنهايند كه در كرانهء نيل باشند . كاريزها نيز دارند كه به درون شهر كشيده شده ، در آنجا با دولاب از آنها آب گيرند . بر خود نيل نيز دولابهاى بسيار سوار كرده ، هنگام كاهش آب باغها را بدان سيراب كنند . آب فيّوم گرم است زيرا بر كشتزارهاى برنج مىگذرد . در افسانه آورند كه وقتي جدى به دنيا مىآيد مىگويد : بيگانگان بيرون شويد ! در اسكندريه يك نوع ما هي بنام شرب هست كه بر پوستش خطها هست ، هر كس گوشت آن بخورد خواب هراسانگيز بيند مگر * مىخواره باشد كه بوى زيان نرساند . در فرما پرندهء سماني « 1 » هست كه هر كس از آن بخورد زمين گير شود وبندهايش در هم پيچد . در فسطاط هر كس ما هي را پى در پى بخورد تا هفت سال گرى از أو دور نشود . در آنجا كوهى هست كه معدن زر دارد . كانهاى زاج بىمانند براي مركب سازى وگلى بنام طفل « 2 » نيز در آنجا هست . در كوه مقطم
--> ( 1 ) مرغ سلوا ( لغتنامه - سمان ) . ( 2 ) گل سرشوى وجامه شوى ( لغتنامه )